تبلیغات
همه چی - فراموشی

بیاید بخندیم بدون انتظار هیچ پاسخی از دنیا

فراموشی

نویسنده :نیلوفر قاسمی
تاریخ:پنجشنبه 24 شهریور 1390-10:50 ب.ظ

به طبقه چهاردهم که رسید،
تازه یادش افتاد که فراموش کرده شیر آب را ببندد. از این که قبض ماه بعد چه رقمی خواهد داشت، وحشت کرد.
... طبقه ی دهم،
با دیدن آقای طبقه دهم یادش افتاد که شارژ این ماه را هم فراموش کرده پرداخت کند. از غرغرهای پیش روی این ماه آقای طبقه دهم هم بی نصیب نخواهد ماند.
طبقه ششم بود
که یادش افتاد به مدیرش زنگ نزده تا بگوید امروز سر کار نمی رود. این بار حتما اخراج خواهد شد.
طبقه ی سوم دستش را در جیبش کرد و از این که یادش رفته بود کرم ضد آفتابش را بیاورد حسابی دمق شد.
به کف زمین که اصابت کرد، فراموش کرد که چند لحظه پیش خود را از طبقه ی شانزدهم پرت کرده است و آرام بلند شد و بعد از تکان دادن لباس هایش به سمت خیابان هجدهم به راه افتاد.
به خیابان هشتم که رسید، یادش آمد فراموش کرده بعد از اصابت به زمین بمیرد. پس افتاد و مرد..



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Where is the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:46 ب.ظ
You've made some decent points there. I checked on the internet to learn more about
the issue and found most individuals will go along with your views on this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر